مهر

سلام.   میخواستم از مهر بنویسم البته همه روز اول مهر  پاییز زیبا رو به همدیگه تبریک میگن و...

ولی خوب دیگه  شاید اینطور درست باشه طبیعت دلش خواسته برای هر کسی یه شروع دلخواه داشته باشه.

تمام سعیمو میکنم که از مسائل راحت و آروم بگذرم تا هیچ چیزی سخت به نظر نیاد دوست ندارم وقتی که هستم اول مشکلاتم دیده بشه  کیانا قبل از هر چیز ی انسان که برای خودش ومن ی شخصیت شیرین وزیباست و من میخوام همه اول اینو ببینند.

 

هنوز دوستان عزیزمو خوب نمیشناسم که با گفتن قطب منفی زندگیم آنها رو اذیت کنم اما واقعیت اینطوریه که چند سالی هست که اول مهردیگه آن قشنگیه خودشو برای من از دست داده ...

کیانا سال سوم دبستان .البته در شرایط عادی نباید اینطور میبود والان با توجه به اینکه خوش قامت واز نظر من که مامانشم زیباست باید سر کلاس دوم راهنمایی میبود  ولی مشکلات گفتاری وارتباطی مانع شد .حالا در حال حاضر هر مقطع رو در طی یک سال و نیم طی میکنه.

خانم معلم جوون وکم تجربه ای داره که تلاششونو میکنند ولی این تلاش به درد کیانای من نمیخوره کیانا در شرایط سنی هست که تجربه ای کار آمد  میتونه بهش کمک کنه وکیانای سرسخت رو نرم وسر به راه

 دیگه فرصت خاله بازی کیانا تموم شده وقت مبارزه کردنه اما چطور اینو به یه کادر آموزش دیده استثنایی میشه گفت که توش دلایل پوچ برات نیارن چیزیه که منو از زیباییهای مهر فراری داده.

بچه ها در کلاس ویژه تعریف خاصی دارند تو این کلاسها بچه ها چند معلولیتی تعریف میشن با تواناییهایی محدود، و هستند بچه هایی که قدرت  تعامل پایینی دارند اندوخته ها و دانش آنها خوبه سطح آگاهی بالا رفته اما نقص اختلال در برقرای ارتباط آنها رو ویژه کرده و اینجاست که تجربه وتخصص به کار میاد ...

همیشه وهر ساله یه عالم توضیح میدم آقا، خانم ،تخصص ندارین قبول کاردرمان گفتار درمان با من .پدر خودمو درآوردم سر این کلاس رفتنا اما من خواسته ام از مدرسه خیلی پایینه. من معلمی میخوام که به کارم جهت بده ،همسو باشه با کارام، اما راحت ترین جمله ای که امسال از حلقشون بیرون آمد این بود کیانا توی آموزش وپرورش ،جایگاهی مشخص نشده براش و مدرسه نمدتونه براش کاری انجام بده واینها همونهایی هستن که اشرف مخلوقات خدان...

ولی من آدم کنار برویی نیستم وحق قانونیه کیانا توی این دنیا تحصیل وآموختنه باید هر کسی که میاد ودر این عرصه ادعایی داره و در عین حال حقوقی دریافت میکنه قدمهاشو درست برداره واگر نمیخواد کمی به خودش سخت بگیره تا انسانی با وجود نا تواناییها  ومشکلات فراوون هم به زندگدش ادامه بده، این چیزییه که مبارزه میطلبه ومن  آماده ام برای مبارزه کردن و شکست دادن .دعام کنید قرار شده جلسه ای بذارن تا معلم مورد نظر صحبتها یی به اصطلاح منطقی داشته باشن که من رو کنار بذارن  ولی......

اینطور یه دیگه وقتی علی دبستانی بود عاشق مدرسه رفتنش بودم با وجود  آن همه مشغله......

/ 2 نظر / 17 بازدید
maryam

ای جان یادم که واقعاً دوران دبستان علی دورانی بود واسه خودش ... جیگرش و الان که دیگه مردی شده واسه خودش....[چشمک] [ماچ]

مادر سپید

فدات بشم ... مسائل کیانا رو چه خوب نوشتی .. ادم دلش نمیاد به مادر یک بچه ی استثنایی اول مهر رو تبریک بگه .. این روز برای ماها روز خیلی سختیه .. باید به زور بخندی و بغضتو فرو بدی .. خیلی سخته به خدا ..