در آخرین لحظه های یه لحظه

امروز 23 مهر روز عصای سفید................................

خب خیلی خوبه که همین یه کم هم بودیم برای پرکردنه یه روز از تقویم ولی کیانا حتی این روز رو هم نمیشناسه ومن دلگیرم وقتی این روز رو بهش تبریک میگن وکیانا در جواب به خودشون میگه روز شما هم مبارک باور میکنید در خلوت خودش این مهم رو باور نداره ولش کنید این روز رو دوست ندارم نه برای اینکه کیانا نابیناست .صرفا در فرهنگ ما فقط یه روزه وتعریف از تاریخ لوئیس بریل که در 3سالگی بینایش رو از دست داده و اراجیف دیگه حالا دیگه کار به این ندارند که بعد از این اتفاق چه ها شد که این بابا زندگیش عادی تر و بهتر از بهتر شد  حتی این هم مهم نیست بدیش اینجاست که حتی بهت اجازه نمیدن پیشنهاد بهتر رو برای فقط وفقط راحت تر بودن زندگیه یه نابینا بدی حالا روز عصا سفید باشه یا هر رنگی تا حالا به این فکر کردین چرا سفییییییییییییییید  وای خدا هر چی غر میزنم هنوزم بغضم تو گلوم داره خفم میکنه

و به همین دلیل هاست که تو آخرین لحظه های این روز هم دلت نمیخواد حتی یک کلمه هم چیزی بنویسیافسوس

/ 3 نظر / 12 بازدید
مادر سپید

عزیزم .. متن خاکستری ت رو لینک کردم و توی وبلاگم گذاشتم . درباره احساست بیشتر توضیح بده .. چشمات رو ببند و فکر کن خواننده ی متنت هستی و سعی کن هر چه در ذهنت هست رو بیان کنی .. میدونم خیلی زود موفق میشی . [ماچ] برای دوست داشتنی ترین مادری که تا به حال دیدم ..

مادر سپید

[بغل]عزیزم منتظرم بنویسی !!

مادر سپید

کو پس متن هایی که گفتی مینویسی ؟[منتظر]